سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

Joddy Abbot

نویسنده :joddy
تاریخ: یکشنبه 98/11/20 ساعت: 5:20 عصر

سلام

امروز معرفی کتابی که خودم خیلی دوستش دارم رو میذارم 

این متن رو خیلی وقت پیش نوشتم

ادامه مطلب...

موضوع:
نویسنده :joddy
تاریخ: چهارشنبه 98/11/16 ساعت: 6:19 عصر

سلام

 

میخواستم امروز براتون از حسای خوبی بگم که هنوزم میتونن خوشحالمون کنن . شاید کم ولی لبخند میارن روی لبمون

 

حس خوب یعنی بستنی خوردن با دوستات

حس خوب یعنی یه مسافرت کوچیک

حس خوب یعنی باریدن بارون

حس خوب یعنی بتونی توی بارون قدم بزنی یا بدویی

حس خوب یعنی پیتزا دوست داشتن

حس خوب یعنی وقتی ازت تعریف میکنن شانسکی بشنوی

حس خوب یعنی یه مهمونی پر از آدمایی که دوستشون داری

حس خوب یعنی روی یه نفر کراش بزنی بعد بفهمی حستون متقابله

حس خوب یعنی بیدار شی بعد ببینی هنوز وقت داری و دوباره بگیری بخوابی

حس خوب یعنی یه همسایه خوب که یه دختر/پسر همسن و سال خودت داره که میشه بهترین رفیقت

حس خوب یعنی بری بازار و کلی برای خودت خرید کنی

حس خوب یعنی یه کتابخونه پر از کتاب

حس خوب یعنی یه سریال کره ای با تم فانتزی

حس خوب یعنی مامان و بابایی که همیشه کنارتن

حس خوب یعنی سلامتی

حس خوب یعنی توی جای سر سبز جیغ بکشی و بدوی و بخندی

حس خوب یعنی خوندن این حسای خوب

حسای خوب شما چیه؟

Image result for حس خوب"


موضوع:
نویسنده :joddy
تاریخ: یکشنبه 98/11/13 ساعت: 4:1 عصر

 

سلام

 

از آخرین باری که تو وبلاگم فعالیت داشتم فکر کنم حدود 5 سال میگذره

وقتی داشتم این مدت زمانو توی ذهنم محاسبه میکردم حسابی جا خوردم .

زمان چقدر چیز عجیبیه !

x50z_screenshot_2015-06-27-13-24-52-1.png

 

یادش بخیر

اولین فعالیتم توی دنیای مجازی همین وبلاگم بود قبلش هیچی از اینترنت بلد نبودم حرفه ای ترین فعالیتم سرچ کردن اسم هنرمندای مورد علاقم توی گوگل بود .

اما بعدش که یکم پیشرفت کردم چیزای بیشتری هم یاد گرفتم

مثلا قالب وبلاگمو عوض میکردم و براش پیام خوشامد گویی میذاشتم . دیگه حتی خیلی پیشرفت کردم حتی خودمم قالب میساختم . اما فک کنم هیچی ازش یادم نمونده .

هیچ وقت روزی که بالاخره یاد گرفتم پست عکس دار بذارمو یادم نمیره جالب بود سر یاد گرفتنش یه لشکری از کاربرای پارسی بلاگو بسیج کرده بودم آخرشم یاد نمیگرفتم 

الان که دارم به این چیزا فکر میکنم خندم میگیره که چقدر محدود بودم . 

یادمه که چقدر سر کامنت گرفتن حرص و جوش میزدم . همش سعی میکردم یه موضوع بحث برانگیز پست کنم که کامنت زیادی بگیرم حتی میخواستم پستم از طرف پارسی بلاگم دیده بشه بیفته رو ستون سمت چپ . این برامون مثل کسب مدال طلا بودجالب بود

نمیدونم چند تا از دوستای پارسی بلاگیم هنوزم فعالیت دارن .

حالا که همه چی پیشرفت کرده  فیسبوک و اینستاگرام و تلگرام هست ولی وقتی برمیگردم اینجا انگار برگشتم به کلبه کوچولوی دنج و چوبی خودم

تصمیم گرفتم دوباره فعالیتمو اینجا بیشتر کنم اینم استارتش

پ.ن : من ربات نیستمش چقد رومخهیعنی چی؟

پ.ن2: اندازه عکسو چطوری کوچیک میکردین؟خیلی خنده‌دار


موضوع:
نویسنده :joddy
تاریخ: یکشنبه 97/6/18 ساعت: 11:56 صبح

ساربان گفت : میخواهم از آینده با خبر شوم

پیشگو گفت : اگر رویداد خیری باشد غافلگیری دلپذیری خواهد بود ، اگر رویداد شری باشد سالها پیش از وقوع آن رنج میبری 

 گل تقدیم شما نام کتاب : کیمیاگر 

گل تقدیم شما نویسنده : پائولو کوئلیو 

گل تقدیم شما نشر: انشارات کاروان 

نظر من: خب باید بگم بعنوان یکی که تازه وارد دنیای کتاب و کتابخوانی شده این کتاب برام شاهکار محسوب میشه و خوندنشو برای همه توصیه میکنم و شک دارم کسی که اهل کتاب خوندنه این کتابو نخونده باشه 

فعلا توضیح خاصی ازش به ذهنم نمیرسه جز اینکه بازم توصیه کنم به خوندنش


موضوع:
نویسنده :joddy
تاریخ: چهارشنبه 95/1/18 ساعت: 5:49 عصر

بنام خالق یکتا و بی همتا

 

یادمان باشد

همیشه قدری کنجکاوی پشت:

همینطوی پرسیدم

قدری احساس پشت:

به من چه اصلا

قدری عصبانیت پشت:

من چه میدونم

و اندکی درد پشت:

اشکالی ندارد

وجود دارد

گل تقدیم شماگل تقدیم شما


موضوع: