سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : دوشنبه 90/10/26 | 4:55 عصر | نویسنده : سارا یاکیده

kabeh




تاریخ : جمعه 90/10/23 | 10:16 عصر | نویسنده : سارا یاکیده

سلام دوستان حیف بود این عکسو نذارم واستون من خودم کلی بابت این عکس خندیدمشوخیپوزخندخیلی خنده‌دار

ز

به نظر شما کدوم بهتره؟




تاریخ : جمعه 90/10/23 | 5:2 عصر | نویسنده : سارا یاکیده

سلام عزیزان فرا رسیدن اربعین حسینی رو به همه تسلیت عرض میکنم

اربعین حسینی

 

پیدایش سرزمین کربلا:

پیدایش سرزمین کربلا به دوران بابلی‌ها بازمی‌گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه‌ای از روستاها بوده است که برای بابلی‌ها تقدس خاصی داشته است. به نقل از برنا، یکی دیگر از نام‌های کربلا "کور بابل" بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه‌ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که کربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود که در حد فاصل شام و فرات قرار داشته‌اند و نیز مادر تمدن‌های بین‌النهرین بوده که مرکز عبادت در آن زمان نیز تلقی می‌شد.

این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاکش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است که از جمله آنان می توان به کلدانی‌ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره کرد. کربلا نام‌های متعددی در تاریخ داشته که از آن جمله می‌توان به "الطف" اشاره کرد که به معنی "لطیف‌ترین" است. این نام به این دلیل برای کربلا انتخاب شده که این سرزمین در حاشیه‌ رودخانه‌ علقمی که شعبه‌ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب کربلا نیز از این شعبه تامین می‌شد.

از دیگر نام‌های ثبت شده‌ کربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین‌التمر و ام‌القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد که امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.
امام حسین(ع)

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)

اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله‌ بنی اسد که در نزدیکی کربلا سکنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاک سپردن سید الشهدا(ع) برگزار کردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند که سایبانی کوچک بر قبر حضرتش بود. با بر سر کار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی که حکومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در کوفه برقرار کرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله‌گاهی برای شیعیان بخصوص در کوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشکیل شد.

عشق ایرانیان:

پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال 379 هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانه‌های بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر کربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد
بعد از انقراض حکومت آل بویه، سلجوقیان بر سر کار آمدند که سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملک شاه سلجوقی و وزیر آن نظام‌الملک در سال 553 هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمان‌های حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی کردند و خلیفه "مفتفی" خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت کردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار می‌شدند، به طوری که خلیفه ناصرالدین‌الله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت کردند.
زمانی که شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح کرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی کربلا شد و دستور داد که ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره‌ خالص را برای بارگاه صادر کرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش‌های بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یک شب در حرم امام حسین(ع) اعتکاف کرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، 3 بار گنبد امام حسین(ع) طلاکاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال 1207 هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاکاری کرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن که طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاکاری این گنبد اقدام کرد. در سال 1216 هجری کربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه‌ گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اکثر اهالی آن را چه آنانی که در بازار بودند و چه آنانی را که به خانه‌های خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند.
سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از 12 هزار سرباز وارد شهر کربلا شد و پس از کشتن بسیاری از ساکنان این شهر، صندوق‌های قبر شریف امام حسین(ع) را که انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد.
یا حسین




تاریخ : یکشنبه 90/10/18 | 6:36 عصر | نویسنده : سارا یاکیده

قبل از اینکه ادامه رو بخونی یکی از سازهای زیر رو انتخاب کن

سنتور.....گیتار..... پیانو....سه تار....ارگ....ویلون.....دف... آکاردئون...شیپور

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

سنتور:
رفتار شما بسیار دلنشین است اما گاهی دیگران را از خود می رنجانید و این به دلیل شرایطی است که برای شما به وجود می آید. همیشه فکر می کنید که دیگران شما را درک نمی کنند اما این قضاوت در برخی موارد اشتباه است.یک نکته ی مهم دیگر این است که برای رسیدن به مقصد باید صبر پیشه کنید و جالب تر آن که خود نسبت به این موضوع آگاه هستید.

 


 

گیتار :
به اصطلاح شما فردی سرزنده و فعال هستید.در ارتباط خود با دیگران به دنبال واژه های درشت نمی گردید. شاید گاهی برای صحبت کردن از احساسات خود دچار مشکل می شوید ولی سعی کنید تا از آنچه هستید راحتتر باشید.کلام شما ساده اما دلنشین است و یکی از ویژگیهای شما آن است که اگر کسی را دوست بدارید نمی توانید به راحتی او را فراموش کنید. روابط اجتماعی مناسبی دارید و به شب های پر ستاره علاقه مندید.

 

پیانو:
شما شخصیت آرامی دارید.تفکر منحصر به فرد شما، شما را از دیگران متمایز می کند.آرزوهای شما یا خیلی دور هستند یا خیلی نزدیک وبین این دو ستاره ای از آرزو برای شما چنان نمی درخشد که نظر شما را جلب کند. تخیل زیبایتان توانایی آنرا دارد تا به حقیقتی دست یافتنی و ملموس تبدیل شود حتی اگر دیگران آن را تأیید نکنند.
 

سه تار:
اندیشه های عارفانه ای دارید.به آینده بسیار می اندیشید وآن چه در اطراف شما می گذرد برای شخصیت شما اهمیت کمتری دارد.در اثبات حسن نیت خود سعی و تلاش می کنید ودر بعضی مواقع دست از آن برمی دارید. انسان مستعدی هستید و این به آن معناست که با کمی تلاش می توانید به قله های دست نیافتنی، برسید.البته بسیار خیال پرداز نیستید و دنیای ذهنی شما یک دنیای دست یافتنی است.
 

ارگ:
شما یک فرد کاملا? احساساتی هستید.با آنکه در بعضی مواقع آنرا بروز نمی دهید اما به این فکر می کنید که آیا کسی که دوستش دارید نیز به شما می اندیشد؟ بدانید که او نیز شما را تا حد امکان دوست دارد.حس و نوع عشق شما از عشق های صادقانه است که شاید برای کمتر کسی اتفاق بیفتد.


ویلون:
شما فردی بسیار زیرک و باهوش هستید و متوجه نکاتی می شوید که دیگران از آنها غافلند. به زبان ساده یعنی مو را از ماست می کشید .باید در مسیر زندگی خود پا پیش بگذارید تا بتوانید موفق شوید و قبل از انجام هر کاری درباره ی آن بیندیشید تا موقعیت های خوب را شکار کنید. غرور شما قسمتی از شخصیت شماست پس نه به راحتی آنرا زیر پا بگذارید و نه آنرا سر سختانه برای خود حفظ کنید.خوشبختی شما در گرو استفاده ی به موقع از لحظه هاست، لحظه و زمان را از دست ندهید.
 

دف:
از ارتباط با خداوند لذت می برید و این امر نشأت گرفته از اندیشه های عارفانه ی شماست . در ذهن و افکار خود به سیر و سفر می پردازید و این سفر نه به معنای سفر از شهری به شهر دیگر، بلکه از عالمی به عالم دیگر است. شما دوست دارید که در آن عالم لحظاتی را سپری کنید، در آنجا بغض خود را بشکنید و خالصانه با خدای خود حرف بزنید. شاید فکر می کنید خدا شما را فراموش کرده است اما خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند.
 

آکاردئون:
وجود شما سراسر از عشق است و شما عاشق دوست داشتن هستید.آنچه که شما گم کرده اید و به جستجوی آن می پردازید درون شما وجود دارد.به اطراف خود بیشتر توجه کنید، گم کرده ی شما بسیار نزدیک به شماست، سعی کنید مهار زندگی خود را در دست داشته باشید تا آن را بیشتر رام کنید.
 

شیپور :
شما یک انسان خوش نشین هستید. دیگران فکر می کنند به راحتی می توانند به درون شما پی ببرند اما به واقع خلاف این موضوع است. با آنکه به طور غیر مستقیم در حل مسائل خود از دیگران کمک می گیرید اما سعی کنید تا از اندیشه های دیگران نیز به طور مستقیم بیشتر استفاده کنید




تاریخ : سه شنبه 90/10/13 | 6:17 عصر | نویسنده : سارا یاکیده

ســــــــــــــــــلام علکم دوستای گلم..

امروز بعد از مدت ها پیدام شد و تا امتحانای ترم بعد سرتون آوارم و شما مجبورین منو تحمل کنین هی هی هی

حالتون؟ احوالتون؟ من امروز مهربون شدم می بینین؟ یه متنیه از خودم نوشتم توش آرایه ی ادبی زیاد داره موقع امتحان زبان با دیدن برف ها یهو به ذهنم رسید گفتم بذارمش اینجا تا شما بگین من نویسنده ی خوبی میشم یا نه؟

این شما و این آن روز برفی در کلاس:

 آها راستی یه چیزی بگم بهم نخندینا!

کلاس تاریک بود همه جارا سکوت فراگرفته بود هرکسی به نقطه ای خیره بود یکی به ورقه ی امتحان،یکی در حال تکاپو برای تقلب و دیگری به دیوارها...

من هم سخت مشغول نوشتن بودم چنان غرق نوشتن بودم که متوجه هیچی نبودم.وقتی به خودم آمدم که ورقه تمام شده بود برای بیرون آمدن از آن جو عمیق نوشتنم سرم را به طرفی دیگر برگرداندم چشمم از پنجره های زنگ زده ی کلاس به حیاط افتاد؛ وای !برف سفیدی میبارید آسمان پاره شده بود! برف های بزرگ با سرعت نه چندان زیاد به طرف زمین میدویدند انگار در میانشان مسابقه گذاشته بودند که هر کدام زودتر به زمین برسد برنده است !

برای چند لحظه دلم خواست کاش برف بودم یک برف به اندازه ی خودم آن وقت چون بزرگ بودم زودتر از هر برفی به زمین میرسیدم و برنده میشدم

 اَاَاَاَاَاَه چرا آنجا ایستاد؟معلم بود جلوی پنجره ایستاد!رشته ی افکارم پاره شد.به ورقه نگاه کردم. به کلاس، به بچه ها... یکی از بچه ها که پشت سرم نشسته از وقتی ورقه را گرفته مدام مرا صدا میزند دلم میخواهد به او تقلب بدهم ولی نمیشود.

 راستی نمیدانم چرا این معلم.....اصلا نه همه ی معلم ها وقتی می آیند کلاس زل میزنند به من!!!!!!از معلم دوست داشتنی ریاضی گرفته تامعلم زبان و ادبیات و حتی پرورشی........

زمان متوقف شده!زمان صفر را نشان میدهد به ساعتم نگاه میکنم...ودوباره به پنجره...دیگر معلم آنجا نیست رفته آنطرف تر یکی از بچه ها دست دوست خودش را گرفته و روی برف ها سر میروند واز ته دل می خندند واییییییییییییی دوباره معلم آمد جلوی پنجره آخه خانم جان قربان قد وبالایت جا بهتر ازآنجا پیدا نکردی؟؟؟؟مرسی معلم عزیزم کنار کشید جلوی من ایستاده به ورقه ام نگاه میکند دستم را از روی ورقه برمیدارم تا بهتر نگاه کند تا اگر اشتباهی دارم بگوید. بله سوال آخر در ریدینگ ها ی زبان انگلیسی...خودم هم شک داشتم. درستش کردم

اِ اِ اِ اِ چرا من بیخودی توی کلاس نشستم؟چرا نمیروم بیرون تا به دوستان سفید و زیبایم سر بزنم ؟ورقه ام را میدهم

-خانوم اجازه میدین یه لحظه برم بیرون؟

_باشه برو ولی زود برگردی ها!

_چشم خانوم

...

و برف ها.............................

آمدم کلاس برف کمترو کمتر میشد دوستان مهربانم منتظر من بودند میدانستند اگر قبل از ملاقاتمان بروند از دستشان دلگیر میشوم

خداحافظ دوستان گلم باز هم مرا قابل بدانید...

خوب این هم متن من اگه اشکالی چیزی دارم بگید آخه من تازه اول راهم

بای بای




  • paper | سامان | اخبار
  • Instagram